تبليغاتX
سرگیجه



سلام

بعدازاین همه مدت خیلی برام سخت بود که چیزی بنویسم.

ولی یه سوال این سختی را آسون کرد.خیلی جوابش مهمه.

اگه شما بخواید تو دفتر خاطرات یه دختر زرتشتی یه یادگاری بنویسید

و اونو به اسلام دعوت کنید چی مینویسید؟

این دختر کلاس اول دبیرستانه .

قراره از ایران بره.

زمینه مسلمان شدن داره.

وخانواده ای داره که اگه بفهمن میخواد مسلمون  بشه پدرشو در میارن.

با این شرایط چه جور می نویسید؟

ثواب داره.حتما بنویسید،شاید با نوشته شما مسلمون شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 خرداد1389;ساعت 10:59 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

جدیدا یکی از دانشمندان(نویسنده=خودم)طبق موارددیده شده به این نظریه دست پیدا کرده که رابطه مستقیمی بین امتحان ودستگاه گوارش وجود دارد.

طبق آمارمشاهده شده بین دانشجویان خرخون(ببخشید قصد جسارت نداشتم)که شبای امتحان تا این وقت شب درس میخونن و قیافشون این شکلی میشه(مراجعه به تصویر زیر)

                                 
  از حدود یکی دوساعت قبل امتحان دیگه دستگاه گوارششون ول کن نیست وهی میخواد غذاهایی که خورده و حتی غذاهایی که نخورده رو هم هضم کنه!!!

وبه صورت هر۱ دقیقه یک بار به مدت ۱۰الی۱۵دقیقه گلاب به روتون به ... مراجعه میکنن.

منتظر تئوری های بعدی باشید.                                          

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1388;ساعت 9:56 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

سلام

همین الان داشتم بی بی سی گوش میدادم.

خیلی جالب است که اولا میگفت راهپیمایی چهارشنبه (نهم دی) فقط تو چند تاازشهرای ایران بوده.

میگفت از شهرای اطراف تهران مردم رو جمع کردن که راهپیمایی شلوغ بشه.

یه چیز جالب!باپسرجناب کروبی (محمدتقی کروبی)مصاحبه کردن میگفت میرحسین و کروبی مقاومت خواهند کرد وعقب نمیکشند.

چند تا مطلب هم در مورد اغتشاشات روز عاشورا از زبان جنبش سبزی ها:

میگن ما این روز رو انتخاب کردیم وگفتیم تو این روز خون ما رو نمیریزن.

میگن ما پیرو امام حسینیم و این روز را به عنوان پیروی از قیام امام حسینی انجام دادیم.

یه سئوال؟پس چرا تو روز عاشورا واسه پیروی از امام حسین(ع) به صفوف نماز حمله کردن؟

چرا دست و سوت و رقص؟

چرا واسه ایجاد قیام حسینی با این حجاب یعنی (بدون حجاب و...)

اینا همش واسه احترام به امام حسینه ؟!یا واسه اینه که دولت ایران عادت داره مطالب رو وارونه نشون بده؟!!

نظرشما چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 دی1388;ساعت 0:43 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 







+ نوشته شده در  سه شنبه 8 دی1388;ساعت 4:32 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

تزریق خون برای درمان بعضی بیماریهاست.

ثارلله طبیبیست که اسلام را شفاداد.

به خاطر ضربه های امویان بر پیکر اسلام،اسلام دچار بیماری شد و شکایت مرض خود را نزدطبیبی  به نام

حسین علیه السلام برد. برای درمان این بیمار مبتلا به کم خونی ،چاره ای جز تزریق خون نبود.

در تزریق خون گروه بندی لازم است وتنهاخون مناسب برای این بیمار خون ثارالله بود.

پس او پزشکی بود که بربالین دین خدا نشسته و دریافته بود جز خون خود و یارانش هیچ دارویی نمیتواند این

بیمار راشفادهد.



+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388;ساعت 11:13 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 

سلام

اول باید فرارسیدن ماه محرم را تسلیت بگم وبعدبرم سراصل مطلب

اصل مطلب اینه که میخوام یه جورایی بشینیدوباخودتون فکرکنید

ببینید من راست میگم یا نه

این جریان بعد انتخابات یه چیزایی پشتش خوابیده بود:

۱-براندازی اسلامیت (استقلال،آزادی،جمهوری ایرانی)

۲-براندازی ولایت فقیه

۳-ازبین بردن حس استکبار ستیزی تا جایی که نتانیاهو گفته این اغتشاش کننده ها سرمایه های ما تو ایرانن.

۴-ازبین بردن وحدت وایجاد آتش تفرقه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388;ساعت 10:3 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

اگرشماجای رئیس دانشگاهتون بودید چی میکردید؟
+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388;ساعت 1:27 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 


واقعا عکس تکون دهنده ایه.باید یه کم به خودمون بیایم و یادمون باشه که یه زمانی یه کسایی واسه این آب و خاک جون دادن!!!

راستی واسه اینکه این عکس دزدی محسوب نشه میگم از این وبلاگ http://www.baghiytolah.blogfa.com/

کش رفته شده است.(بی خیال)

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388;ساعت 9:9 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

ای آنکه پس از ما به جهان در راهی                                       می دان که جهان پر است از زیبایی
زشت است که تواش بپنداری زشت                                       زیباست اگر تو باز می فرمایی
ای آن که پس از ما به جهان می کوشی                                 می کوش به راه مستی و مدهوشی
فرقی نکند چه می خوری می پوشی                                      اما بنگر چه باده ای می نوشی
ای آنکه پس از ما به جهان شادابی                                        می باش چو ماه در شب مهتابی
می نوش و بنوشان و بخندان و بخند                                        زان پیش که عکس خامشی در قابی
ای آنکه پس از ما به جهان در راهی                                         پیوسته ز کوه عمر خود می کاهی
کوته نبود عمر بلند است ،بلند                                                گر تو نکنی به عمر خود کوتاهی
یک روز رسد غمی به اندازه کوه                                              یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم                                              در سایه کوه باید از دشت گذشت

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388;ساعت 5:0 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 


اولا نماز روزه هاتون قبول.امیدوارم که روزه هامون فقط اعتصاب غذا نبوده باشه.

حوصلم سر رفته بود گفتم بیام همین جوری هر چی شد بنویسم.

این روزا در گیر همه چیز هستم از ثبت نام دانشگاه گرفته تا هزار تا کار دیگه...

بعضی چیزا هست که تو فکر آدم کنگر میخوره لنگرمیندازه مثل همین مرض تخریب افکار عمومی که ذهن آدم خراب میکنه.

خودتون میبینید که این مرض مدتیه که شایع شده و نتیجش هم خراب شدن یا خراب کردن آدماست.

که البته این اصطلاح خراب شدن و اینا رو اغلب وقتی به کار میبریم که بچه ای خودش رو خیس کرده باشد.

ولی این فرق دارد و خیلی هم بدتره.

در هر صورت ان شاءالله که افکارمون از این مرض تخریب افکار عمومی در امان بمونه. 



+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388;ساعت 5:17 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

وبلاگ نویسان عزیز لطفا این مطلب را در وبلاگتان ثبت کنید.

شلوار نامسلمانی!

انگار چینی ها پس از كشتار اویغورهای مسلمان كشور خودشان، تصمیم گرفته اند به مقدسات مردم مسلمان ایران هم توهین كنند.

تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای ایرانیان رسیده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" را به قسمت پشت شلوارهای ایرانیان برده اند.

اكثر خریداران هم به نوشتار پشت جیب شلوار توجه نمی كنند و صرفا به خاطر قیمت و دوخت شلوار آن را خریداری می كنند. فروشنده هم اطلاعات چندانی در خصوص محل خرید شلوارها و ... ارایه نمی دهد. البته برخی از خریداران به دلیل عبارت پشت شلوار از خرید آن امتناع می كنند.

به تصویر این شلوارهای جین چینی كه به تازگی به بازار ایران وارد شدند نگاه كنید، عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روی جیب های عقب این شلوارهاست و یك بسم الله هم برعكس نوشته شده است. 
 در مكتب اسلام برای كلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوری كه حتی برای دست زدن به خط و نوشته آن باید وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشیمنگاه این شلوارها این كلمه گلدوزی شده .
وظیفه ما

خداوند در قرآن می فرماید «قوموا لله مثنی و فردی» در راه خدا قیام کنید حتی اگر یک نفر یا دو نفر باشید.» بنابراین هر مسلمانی به صورت فردی و شخصی وظیفه دارد که نام خدا، یاد خدا و راه خدا را زنده نگهدارد و پاس بدارد. این فرد می تواند یک فروشنده باشد که به احترام نام خدا از عرضه و فروش چنین محصولاتی خودداری می کند و یا یک خریدار باشد که از خرید این کالا ممانعت می کند و یا فردی که این لباس به او هدیه شده که از پوشیدن آن خودداری می کند.

هر یک از ما در محدوده ای که اختیار داریم تکلیف داریم و باید بکوشیم به وظیفه خود علم یافته و سپس عمل کنیم.

منبع : تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 شهریور1388;ساعت 10:35 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 

بالاخره ماه رمضونم اومد.(البته من خواب موندم الان روز شیشمشه)

ماه رمضون تو تابستون هم صفای خاص خودش داره.البته به ما که بد نمیگذره،زیر کولر از افطار تا سحر نه ببخشید از سحر تا افطار میخوابیم!

درس و بحثام که تعطیله دیگه نور علی نور.

خوب خوبه دیگه باید بگیم وقتش بیشتر کنن.

بگذریم،به هر حال رمضون خوبیه.

یه چند تا جمله از تو کتاب الهی نامه آیه الله حسن زاده آملی دیدم به نظرم قشنگ اومد گفتم شما هم بخونید. 

الهی،از نام بردن انبیاء و ملایکه شرم دارم که با کدام زبان،با نام تو چه کنم که فرموده ای:"عظم اسمائی"،وبا تلاوت کتاب تو چه که (لا یمسه الا المطهرون)

الهی ،لذت گرسنگی را در کامم برکت ده.

الهی ،آن که سحر ندارد، از خود خبر ندارد.

الهی،کامم را به حلاوت تلاوت کلامت شیرین بدار!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388;ساعت 10:3 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 

سلام

ببخشید این چند روز نبودم.

تابستونم واسه خودس دردسرای خاص به خود داره!!!مسافرت و از این جور چیزا.

حالا یه چند تا عکس هم میذارم که شما هم یه فیضی ببرید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منظره هارو حال کردین؟

آدم واقعا روحش تازه میشه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388;ساعت 9:37 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 

صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد
                                                  گفت برخیز که آرام دل و جان آمد
سحراز پرده نشینان حریم ملکوت 
                                          نغمه برخاست که آن خسرو خوبان آمد
دعوی رهبری ای جعفرکذاب خطاست
                                             که به صد جلوه برون حجت یزدان آمد
عاشقان را رسداین طرف بشارت زسروش
                                                که سحرگاه شب نیمه شعبان آمد
می کند مرغ سحر زمزمه بر شاخه گل
                                               که ز نرگس ثمری پاک به دوران آمد

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388;ساعت 6:17 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

امروز یه اتفاقی واسم افتاد که نمیدونم حال گیری بود یا از اون لطفای خیلی بزرگ خدا !!!!!!!

فقط می دونم خیلی مهم بودو خیلی منو منقلب کرد.

واسم دعا کنید که این یه لطف بزرگ باشه و ختم به خیر شه...

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388;ساعت 8:10 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

اول باید خسته نباشیدبگم به همه کنکوری های عزیز .

که بالاخره بعداین همه تلاش واسترس (که البته میزان تلاش بستگی دارد به این که شما دخترباشید یا پسر!!!

اگه دخترید که ۲ـ۳سال تلاش کردیدو درس خوندین.

واگه پسر باشید خوب بالاخره ۲ـ۳ماه که درس خوندین)

شما با هر رتبه ای میتونید به خودتون افتخارکنید.

البته در این مرحله آدما به چند دسته تقسیم میشن:

دسته اول :بچه های خوبی که تو این ۲ـ۳سال دبیرستان شماره چشمشون نزدیک به ۹ـ۱۰شماره ضعیف تر شده والان حتی برای دیدن اشیا بزرگ و همچنین پدرومادرشون مجبورن عینک ته استکانیشون رو بزنن.که البته نتیجش هم این شده که الان رتبه هاشون از ۱ـ۴رقم بیشتر نیست.

دسته دوم:بچه هایی هستن که تو این مدت شماره چشمشون فقط۲ـ۳شماره بالا رفته و در حال حاضر قادر به دیدن اشیا بزرگ هستن.

این افراد با مراجعه به بیش از ۱۰۰۱مشاور امید هست که با کلی نذرو نیاز در دانشگاه قرقوزآباد سفلی موفق به تحصیل بشن.

دسته سوم:بچه هایی هستن که رتبه هاشون معروف به رتبه های نجومیه و تعداد رقمهای رتبشون قابل شمارش با انگشتان دست نیست

خوب شماهام زحمت کشیدین(واقعا خسته نباشید)

راستی اگه یه وقت کسی رتبتون دید اصلا نگران نباشید و تپش قلب نگیرید وبا لبخند ملیح بگید:

اشتباهی کد پستیمونو زدن!یا اشتباهی شماره شناسنامم رو زدن!

این جوری هیچ کس به استعدادها وتوانایی علمی شما شک نمیکنه.

حالا واسه این که نظروالدین محترمتون رو جلب کنید میتونید از تکنیک های زیر استفاده کنید:

۱)مثلا بگید پدرو مادر عزیزم من به فکراقتصاد خانواده بودم !

میدونید که آخه اگه خدایی نکرده روزانه قبول نمی شدم وشبانه یا غیرانتفایی و...قبول میشدم چه قدربه شما فشار میومد.

واسه اینکه مجبورنشین به خاطر من خرجای سر به فلک کشیده دانشگاه رو متحمل شین بی خیال رتبه ای شدم که مجاز به انتخاب رشته بشم.(آخی ی ی ی !الللللهی!آخه از خود گذشتگی تا چقدر؟)

۲)یا شما میتونید بگید:پدرومادر عزیزم شما خودتون هم خبر دارین که دانشگاه ها محیط های سالمی ندارن وهرجوونی ممکنه با رفتن به دانشگاه ...

خوب منم میدونستم واسه پدرومادر هیچ چیزی بهتر از فرزند صالح نیست.به خاطر همین هم سعی کردم با آوردن این رتبه واسه شما فرزند صالح باقی بمونم.

تو این لحظس که والدین محترم شما احساساتی خواهند شد وشما رو بغل خواهند کرد و احتمالا از داشتن چنین فرزندی خدا رو شکر خواهند کرد.

براتون آرزوموفقیت میکنم وامیدوارم  که در سالهای آتی به گروه اول و دوم بپیوندید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388;ساعت 8:0 قبل از ظهر;  توسط خودم;  | 

دیروز 15 هزار تومن تو جیبم بود که رفتم کتاب‌فروشی. حدود 10-12 تا کتاب خریدم. قیمت کتاب‌هایی که خریده بودم، دقیقا شد 15 هزار تومن. البته با تخفیفش.

.

.

.

پیاده برگشتم تاخونه.

حس قشنگی داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388;ساعت 4:28 بعد از ظهر;  توسط خودش;  | 

قشنگ ترین جای دنیا این جاست

 

محرمات:هر چه یادگار دنیاست.

بوی خوش مبوی که اینجا فضااز عطردیگری سرشاراست.

رائحه خدا را استشمام کن.

 کعبه این قبله وجود،ایمان،عشق،که نمازشبانه روزعمرما،به سویش است.به سوی او می میریم!روبه او دفن می شویم!

مرگمان و حیاتمان رو به اوست.

مکعب یعنی همه جهات.(۶جهت که هرجهت نقیض خودرانفی می کند)

پس همه جهات یعنی بی جهتی.

این جا خانه خداست وخانه خدا مدفن یک مادر!

بی جهتی خداتنها دردامان او جهت گرفته است.

بی دامن هاجر چرخیدن بر گردکعبه طواف نیست...!

یک نقطه ثابت دروسط وجزاوهمه متحرک درپیرامونش.

...تودرنقش ابراهیم ظاهرشده ای،درمقام ابراهیم ایستاده ای

پس ابراهیم وارزندگی کن،درعصر خویش معمارکعبه ایمان باش!

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388;ساعت 12:26 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

شرط دریافت پیام:

شیطونو که میخواد رابطه مارو با خداقیچی کنه از دلمون بیرون کنیم .

پیام ها

  • هروقت وکیل خواستی بااین که منو نمیشناسی انتخابم کن چون برات کافیم!

(پس اورادر همه امورت کارساز خویش برگیر.مزمل/۹)

  • اگه غریبه ها نسبت منو ازت پرسیدن بگو:یگانه ایست برای یگانه

(بگو حقیقت این است که خدا یگانه است.اخلاص/۱)

  • میگی مرگ رو بی خیال !ما حالا حالا ها هستیم،داره خوش میگذره.ببین چند دفه بهت گفتم!واقعا آی کیوت مشکل داره

(چون میپندارد که ثروتش مرگ رااز او دور کرده وجاودانش ساخته.همزه/۳)

  • هروقت دیدی که می خوای زیر طوفان بلاهاومشکلات خم بشی وببری بی خیال دادوفریاد شو فقط صبرکن چون که تو منو داری.

(پس صبری نیکوپیشه کن که در آن هیچ بی تابی نباشد.معارج/۵)

  • همه فرشته ها برای انسانیت تو سجده کردن غیراز اون شیطون،حالا تواین قدر بی غیرتی که هرچی که اون میگه انجام میدی؟!!!

(به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید پس همگان سجده کردند مگر ابلیس که خودداری کردوتکبرورزیدوازکافران بود.)

خوب حالا که اینقدرواستون منبر رفتم یه دعا هم بکنم شما آمین بگید:

خدایا!مارا به راه راست هدایت فرما

واگر نشد

راه راست را به سوی ما کج فرما.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388;ساعت 12:32 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

اندراحوالات ما

اخوی بنده چند روز پیش (درحال رانندگی با دوچرخه)با یه ماشین تصاف میکنن .

که عاقبت این تصادف منجرمیشه به این که سر مبارک نام برده به عمق ۸سانتی متر در پلاک خودروی مقصر فرو رفته و منجر به خوردن۴۰بخیه میشود.که البته خداروشکر به خیر گذشت.

امروز که ما رفتیم عیادتش باخودم گفتم واقعا این جاست که آدم نعمت سلامتی میفهمه.حتی تو بیمارستانم خیلی ازمریضای بد حال خدا رو شکرمیکنن که ازاین بدتر نشدن.فقط کافی یه سری به بقیه اتاقا بزنن وحال بدتر از خودشونو ببینن.پس واقعا خداروشکر

الهی،شکرت که کور بینا وکر شنوا وگنگ گویاییم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388;ساعت 10:54 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

بنده با سعی وتلاش فراوان،دارم موفق به کسب درجه فوق آشپزی نایل میشم.

درجه فوق آشپزی یعنی آشنایی مقدماتی با غذاهای فوق تخم مرغی نظیر کوکو کتلت دمپختک و....

یعنی غذاهایی که شما برای پخت آنها بایداز استعدادوتوانایی بیشتری برخوردارباشیدمثلا باید بدونید که در خورشت قیمه نباید عدس بریزید.

من تواین زمینه استعداد خاصی دارم و مطمئنم مدال پرافتخار طلارو دراین زمینه کسب خواهم کرد.

به امید چنین روزی

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388;ساعت 10:50 بعد از ظهر;  توسط خودم;  | 

چه بگویم  که نگفتن بهتراست

حرف ازمن نیست این حرف دل است

"ابرو بادومه وخورشیدوفلک در کارند"

بچه ها فوق بگیرند لیسانس ها بیکارند

گرتومی خواهی روی دانشکده

یاروی آن سوی آتشکده

بایدازجان بگذری وقال را

ترک جان گویی وهم احوال را

گوشه ای بنشینی وتستی زنی 

یاروی بیرون اگر مثل منی

بهتراست تا گوشه ای عزلت کنی 

قبل آن هم ازپدررخصت کنی

گرکه او راضی شدوخرج تو داد

دل به دریا برسپار هر چی که باد

سوی یک خلوتگهی راهی بشو

یادرون آسمان ماهی بشو

بربگیر هرجزوه ای وهر کتاب 

تا بگیری فوق راارزان وناب

قدراین ایام رااینک بدان

مشابه مرغی است که بنشسته به بام

"درجوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است"

پس جوانی کن که این هم نعمتی است

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388;ساعت 9:2 قبل از ظهر;  توسط خودم;  |